تبليغاتX
شمیم خاک
 حرفه ها رو بهتر بشناسیم...

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمیداند.

بانکدار: کسی است که هنگامیکه هوا آفتابی است چترش را به شما قرض میدهد و درست تا باران شروع میشود آن را میخواهد.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز میکند و بعد به شما میگوید ساعت چند است

سیاستمدار: کسی است که میتواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

روزنامه نگار: کسی است که 50% از وقتش به نگفتن چیزهایی که میداند میگذرد و 50% بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمیداند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک به دنبال گربه سیاهی میگردد که آنجا نیست.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم میپاشد و با پارچه ای آنرا بهم میزند و سپس پارچه را میفروشد.

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف میزند.

استاد: کسی است که کاری ندارد ولی حداقل میداند چرا.

روانشناس: کسی است که از شما پول میگیرد تا سئوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

معلم مدرسه: کسی است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد میشود و همه مردم به آن نگاه میکنند، او به مردم نگاه میکند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل میکند.

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در پنجشنبه 1387/04/20  |
 بنگر چگونه می افتی؟

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در سه شنبه 1387/04/18  |
 راز و نیاز

خدایا چه چیز بیش از همه تو را در مورد انسانها متعجب می کند؟

 

      -     اینکه آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و عجله دارندکه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.


-   اینکه سلامتیشان را صرف بدست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در دوشنبه 1387/04/17  |
 خاموشی

چه جاي ماه ،

كه حتي شعاع فانوسي

درين سياهي جاويد كورسو نزند

به جز قدمهاي عابران ملول

صداي پاي كسي

سكوت مرتعش شهر را نمي شكند

***

به هيچ كوي و گذر

صداي خنده مستانه اي نمي پيچد

***

كجا رها كنم  اين بار غم كه بر دوش است ؟

چرا ميكده آفتاب خاموش است !

 

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در پنجشنبه 1387/04/13  |
 
سلام

تا حالا شده به این موضوع فکر کنید ...

گاهی اوقات ساده ترین قدم ها به صورت ارزشمندترین عمل جلوه می کنه ، خیلی جالبه وقتی که فکرش رو هم نمی کنی که داری یه قدمی برمی داری که اصلا به فکرتم نمی رسه که روزی اون قدم ، با ارزشمندترین قدم تو زندگیت باشه ، یک دفعه روزی میاد و می بینی که چه قدم بزرگی برداشتی، بیاین یه کم عمیق تر فکر کنیم بسیاری از ما انسانها از خلاقیتهای بالقوه ای برخورداریم ولی وقتی با یه مسئله ای روبه رو می شیم نمی تونیم از این تواناییهامون استفاده کنیم به نظر من برای اینکه بتونیم از این موهبت الهی استفاده کنیم باید بیشتر فکر کنیم در واقع شیوه درست اندیشیدن درباره مسائل مختلف رو یاد بگیریم ، وقتی به یه فردی آموزش میدن که خلاق باشه و به اون می گن که چه مسیرهایی رو باید بره و از رفتن کدوم مسیرها اجتناب کنه خوب معلومه که فرد به راحتی اینو می پذیره و این راه حلها براش واضح و آشکاره ، همین مانع می شه که فرد از تواناییهاش استفاده کنه ( یاد یه ضرب المثل افتادم:هلو برو تو گلو)پس باید بیایم راه حلهای خلا ق رو جستجو کنیم و این باعث می شه که ما مجبور بشیم(تشویق یا ترغیب) که عقاید و نظرات جدیدی رو ارائه بدیم ولی اگه هی بیایم به خودمون تلقین کنیم که همیشه درپی راههای جدید و بدیع و خلاق هستیم خوب بهتر می تونیم نظرات و راههای مختلف و خلاقی رو ارائه بدیم.پس بیاین از همین الان شروع کنیم اگه می خوای قدمی برداری امروز فردا نکن از جات بلند شو و یه بسم الله بگو و اولین قدمو بردار...

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در چهارشنبه 1387/04/12  |
 بومی شناختی و هویت
از همه ناشناس تر همین جامعه خودی و بومی است.

عادت به تصویر خود از منظر و زاویه ای واحد ، سبب شده است که ما خود را کاملا شناخته شده فرض کنیم و تا اندازه زیادی از کوشش در راه کشف واقعیات حاکم بر جامعه خودی باز ایستیم . اعتنای بیش از اندازه به نظریه های دیگران ، به قول روانشناسان ثباتی ادراکی در ما به وجود آورده که تصور منظر دیگری را برای ما ناممکن ساخته است.

سوی شهر آمد آن زن انگاس

سیر کردن گرفت از چپ و راست

دید آیینه ای فتاده به خاک

گفت : (( حقا که گوهری یکتاست  ! )) 

به تماشا چو بر گرفت و بدید

عکس خود را ، فکند و پوزش خواست

که ببخشید خواهرم ! به خدا

من ندانستم این گوهر ز شماست

              ***

ما همان روستا زنیم درست

ساده بین ، ساده فهم بی کم و کاست

که در آیینه زمان بر ما

از همه ناشناس تر خود ماست

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در چهارشنبه 1387/04/12  |
 

 

سلام دوستان

داشتم مجله فرهنگ و پژوهش رو مطالعه می کردم که به مطلب جالبی برخوردم ، اینکه کدام فرهنگ بهتر است؟ وقتی به این جمله رسیدم خیلی برام جالب بود که واقعا کدام فرهنگ بهتر و برتر است؟

اینکه هر جامعه و هر کشوری فرهنگ خود را بهتر از بقیه می داند و به آن افتخار می کند مثلا ایران خود ما که فرهنگ ایرانی را برتر می دانیم و وقتی مطلبی را درباره فرهنگ کشورهای دیگر می شنویم برایمان عجیب و دور از ذهن می باشد و شاید درکش برایمان سخت باشد و آن لحظه با خود بگوییم واقعا خدا رو شکر که فرهنگ ایرانی داریم و به خود ببالیم واقعا چرا اینگونه است؟؟؟

 


ادامه 
مطلب
|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در چهارشنبه 1387/04/12  |
 

جان دیوئی درکتاب (تفکروتحقیق(چگونه فکر کنیم)) ضمن تحلیل

مراحل تفکر ، مراحل یا قدم های زیر را در تحقیق توصیه می کند:

۱)مشکل احساس شده

۲)(مشخص کردن) جایگاه و تعریف مشکل

۳)پیشنهاد راه حل احتمالی

۵)مشاهده و آزمایش بیش تر که به پذیرش یا رد پیشنهاد منجر می شود،یعنی طرح کردن نتیجه مورد قبول یا مردود .

دیوئی در کتاب ((منطق: تئوری تحقیق)) می گوید:

(( تحقیق عبارت از تغییر کنترل شده موقعیتی است نامعین به صورت موقعیتی معین و متحد. این تغییر به وسیله دو نوع عملیات که با یکدیگر همبستگی اجرایی دارند ، صورت می گیرد. یک نوع از این عملیات با موضوع تصوری یا مفهومی سر و کار دارد . این موضوع راه حلی را پیش بینی می کند و به همین علت تا آن جا که در تشویق و هدایت مشاهدات جدیدی که به پیدایش امور واقعی تازه منجر شوند ، عمل می کند ، از خیال مجزا می باشد. نوع دیگر عملیات از فعالیت هایی تشکیل شده است که شامل تکنیک ها و کاربرد اعضای حسی می شوند. 

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در چهارشنبه 1387/04/12  |
 فرهنگ علوم اجتماعی


از آنجایی که هر زبانی حروف الفبای خاص خود را دارا می باشد و با یادگیری آن زبان توانایی نوشتن و صحبت کردن به آن زبان را می توان بدست آورد . برای رشته های علمی مختلف نیز الفبا و زبان خاصی وجود دارد که با آشنایی با زبان تخصصی آن رشته می توانیم درک و فهم مخصوص آن زبان را بدست آوریم که بدون وجود زبان تخصصی آن رشته چنین امری مقدور نمی باشد و یا بسیار مشکل و مساله ساز خواهدبود.علوم اجتماعی و جامعه شناسی نیز از این قاعده مستثنی نبوده اندو بر شالوده واژگان تخضصی با معانی وتعریف مشخص و پذیرفته شده ای پایه ریزی شده است. هدف تدوین یک چنین زبان علمی و تخصصی برای شناخت و تبیین زندگی اجتماعی می باشد و همین هدف در افرادی که به گردآوری و تدوین این واژگان تخصصی پرداخته اند خود یک انگیزه به حساب می آید.

واژگان پایه ای هر علمی مانند تنه اصلی درخت می باشند که واژگان اغلب به صورت شاخ و برگ های تازه بر این تنه اصلی که متشکل از واژگان شالوده ای است می رویند. ضرورت هایی در سطح جهانی تدوین چنین فرهنگی را ایجاب می کند.

این فرهنگ ها باعث یکی شدن افکار اندیشمندان و صاحب نظران یک رشته علمی می شود. این کتاب ها از چنین جامعیتی در تفکر ، رویکرد بین رشته ای و روش شناسی برخورد با علوم اجتماعی برخوردار می باشند.

یکی از ویژگی های مهم کتاب فرهنگ علوم اجتماعی این است که متن انگلیسی این کتاب زیر نظر سازمان آموزش علمی و فرهنگی ملل متحد ( یونسکو )  فراهم آمده است دستخوش جهت گیری سیاسی و بار سیاسی راست یا چپ و یا ارزشداوری های سیاسی دیگر نمی باشد .

دانستن زبان هر رشته علمی باز شدن دری از درهای دنیا به روی آدمی است.

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در سه شنبه 1387/04/11  |
 کویر
 

سلام دوستان

امروز خیلی دلم گرفته میخوام از دنیا و متعلقاتش برای یک مدت کوتاهی دور باشم برم توی یه کویر که مثل دلم ترک خورده

عجب روزگاریه روزی بر وفق و مرادت روزی هم ...

خیلی وقته خدا رو اونجوری که باید حس نمیکنم نمیدونم چی شده

خیلی از خدا دور شدم

                         زندگی رو نمیخوام بدون اون حس

منظورم حس و احساس نزدیکی به خدا

نمی دونم منظورم و میفهمید یا نه؟

                                           خیلی سخته.....

 

|+| نوشته شده توسط عاطفه میلانی در سه شنبه 1387/04/11  |
 
 
بالا